تبليغاتX
شب تنهایی - پنج وارونه

خواهر كوچكم از من پرسيد پنج وارونه چه معنا دارد؟!

من به او خنديدم!

گفت: روي ديوار و درختان ديدم!

باز هم خنديدم!

گفت: خودم ديدم مهران پسر همسايه، پنج وارونه به مينا مي داد!

آنقدر خنده برم داشت كه طفلک ترسيد!

بغلش كردم و بوسيدم!

و با خود گفتم: بعدها با ديدن بي وقفهء درد، سقف ديوار دلت خم گردد

و آنوقت مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد...

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 20:52 توسط تبسم |

امید داشته باش به فردا

تا خواهی فرصتها را غنیمت شماری

و پا به پای لحظه ها به سمت روشنی قدم برداری

احساس زخمی دیروز بند بند وجودت را نشانه می گیرد

و تمام بغض های فروخورده

بی اختیار راه نفست را می بندد

می دانم عاشق شدن سخت است

اما تا کی سکوت

مرهم حرفهای نا گفته می شود

بگذار رویای شیرین دیروز در لحظه های سبز امروز جاری باشد

شاید در فردا های دور بخواهی خاطراتت را ورق بزنی

دیگر کافیست

تا کی غربت پاییز را باید در چشمها دید

و حسر ت سالهای بر باد رفته را چون قصه های ناتمام

دوباره از نو مرور کرد

پس مخور غم گذشته

گذشته ها گذشته...

عاشقانه های تنهای شب

درونی پر از زخم

Home
Email
Night Skin